اعتراض به ممانعت از چاپ کتاب های استاد ناصر پورپيرار

از همه مدافعان حقيقت و همراهان آقای پورپیرار درخواست می شود تا بیانیه زیر را در اعتراض به ممانعت از چاپ کتاب های ایشان امضا کنند و لینک آن را برای سایر دوستان و آزاد انديشان نیز ارسال نمایند. با تشکر
http://persianpetition.com/sign.aspx?id=e13aeda4-86dc-464d-b5c9-17ed38e6d16f

خطاب به تمامي ايرانيان دوستدار ايران و مدافعان حقيقت

صد سال است منابع دانشگاهی غرب، برای ایران و شرق میانه، پیش و پس از اسلام، در مقاطع و مسائل مختلف، تاریخ و شرح می نویسند. از زمان پیدایش این تألیفات، تا شش سال پیش، روشن فکران و صاحب نظران و مراکز آموزشی شرق میانه، به صورتی غیر طبیعی، بدون ابراز تردید عمده، این گونه محصولات مورخین و شارحین غربی را پذیرفته و اساس گفت و گوی از خویش و از همسایگان قرار داده اند. به نظر می رسد در گسترش این پذیرش، باز هم به وجهی مشکوک، امکانات تبلیغاتی و تعلیماتی دولت های منطقه، در انتقال مطالب وارداتی غرب در باب تاریخ و دین و هستی و هویت منطقه ی ما، اصرار بیش تری داشته اند، چنان که مجموعه‌ی فرهنگ هویت شناسانه‌ی موجود در شرق میانه، گویی باز خوانی متن واحدی است که همه ی ما را به نتیجه گیری واحدی، یعنی دشمنی و جدایی و اختلاف، هدایت می کند. در میان زمزمه‌ی آرام و لالایی وار این قصه‌ی واحد در باب این همه مردم و ملت مختلف، شش سالی است که صدای یک مؤلف و مورخ منتقد برخواسته است که عمدتا به سعی یهود در هدایت تاریخ نویسی موجود در دو قرن گذشته اشاره دارد و تا میزان معینی و قابل اعتنایی موجد بیداری اندیشه و تصحیح زاویه‌ی نگاه مردم شرق میانه به یکدیگر شده است. از زمان ظهور تألیفات تازه این مورخ، تمام توان روشن فکری و دستگاه های تبلیغاتی دولتی و بين‌المللي در متوقف کردن این سعی جدید در روایت نوتری از هویت و تاریخ و هستی مردم ما، که به نوعی تاریخ تمام بشر را تحت تأثیر و تصحیح قرار خواهد داد، به کار افتاده است و آن چه از ظاهر امر پیداست، مخالفان این ابراز نظر نو، در عین حال که از عرضه‌ی ادله ای در رد این داده های جدید درمانده می نمایند، از طریق فشارهای مختلفی که بر این مؤلف و مورخ وارد می آورند، در صددند که به هر نحو این صدای تازه را خاموش کنند و آشکارترین نشانه‌ی آن سعی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران در ممانعت از ادامه‌ی انتشار مجلدات آتی این تحقیقات و تألیفات است. امضاء کنندگان این بیانیه از دولت و مسئولین جمهوری اسلامی و به خصوص از وزیر ارشاد اسلامی می خواهند که هرچه زودتر تضییقات در مسیر تحقیقات این مورخ شجاع خودی برداشته شود و در حالی که بازار کتاب ایران از انواع تبلیغات باستان پرستانه و ضد اسلامی مملو است، به مردم توضیح دهند با کدام دلیل باید یک تحقیقات بیدار ساز ملی که در سطح وسیعی میان صاحب نظران و جوانان پایگاه دارد، از سوی وزارت ارشاد اسلامی متوقف بماند.

/ 142 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلا

برای استاد عزيزم و نيز بزرگ مرد شرق ميانه پورپيرار نازنين

ايران

ذوالقرنین بروز گردید: آنهایی که طی سالهای گذشته با پورپیرار و نظرات "صد خروار دو­زار" او آشنایی دارند می­دانند که مدتی فردی که خود را دکتر معرفی می­کرد ظهور کرد و به طرفداری از پورپیرار پرداخت. آری منظورم عارف گلسرخی است.....پورپیرار، این موجود کم حواس، که در دکه­ی دو نبش دروغ پردازی­اش، کاری جز دروغ پراکنی ندارد در تاریخ چهارم شهریور 1384، آخرین نوشته­ی عارف گلسرخی را در تارنمای خود نصب می­کند. پس از آن نیز در تاریخ­های هفدهم و هجدهم شهریور دو یادداشت به نام "یادداشت برای آقای عارف گل سرخی" نصب می­کند....

ايران

او آنقدر انکار زده شده است که ظاهرا عارف گلسرخی را هم جعلی می­داند و شاید ساخته­ی یهود!!!! واقعا مرز دروغگویی در نزد پورپیرار کجاست؟ با این اوصاف، پورپیرار را با چه عنوانی خطاب کنیم؟!

محمد رضا

ایران خانم. نخست به خاطر اينكه آرشيو كامل مقالات قبلی استاد گلسرخي را تو وبلاگتون گذاشتین، واقعا ممنونم. مدتها بود كه دنبالشون مي گشتم ولي نمي تونستم به دليل مسدود شدن وبلاگ قبلي ايشان چيزي پيدا كنم. دوم اينكه بايد بعرض برسونم استاد گلسرخي چند سال پيش و در دوران دانشجويي خودشون وبلاگي را راه اندازي كردند كه معلومه خاطره سوزشهاي اون هنوز هم شما را به شدت رنج ميده! و خدا ميدونه چه تعداد از گله باستان پرستها بويژه بابايادگار (همون پدرگوشدراز معروف) و گيلاني (همون گلابي مشهور ساسان خان) با قلم ايشان دراز بدراز افتادند و كسي هم نبود به دادشون برسه!! در حال حاضر چند سال از آن ماجراهاي شيرين گذشته و دوست ما عارف خان خودشان به مرتبه استادي رسيدن و گرفتاريهاي رايج باعث شده تا ايشان جاي خودشون را به دانشجويان جوان ديگري مثل خانم نصريه بدهند، البته شايد هم استاد گلسرخي ديگه وبلاگ نويسي را كسر شان خودشون مي دونن!! (من نميدونم!)

محمد رضا

به هر حال هر روز كه ميگذرد از ميان جوانان دلاور اين سرزمين كساني پيدا ميشن كه راه استاد كبير پورپيرار را در پيش گيرند و ناله بعضيها را به آسمان نودوهفتم برسونن!! اين هم از نتايج محتوم آفتاب كور كننده انوار حقيقت است و درماني هم ندارد!! سوم اينكه حامد احمق نفهميد شما هم نفهميدين كه بابا تو وبلاگ قبلي استاد گلسرخي 4 نفر مي نوشتن نه يه نفر!! از جمله خود من! حالا ممكنه ساسان خان باحال هم يكي از اونها باشه!!! مگه نه؟ و چهارم اينكه خنگ خدا ناصر خان نازنين اون موقع كه گفت من گلسرخي نامي را نمي شناسم ميخاسته يه بابايي را سر كار بزاره! اما معلومه چندتا خل ديگه هم سر كار رفتن!! اند آي كيو هستي به خدا!!

دانا

خانم ایران لطفا چرند ننویسید و بجای حذف کامنت ها سعی کنید پاسخی برای آن داشته باشید لطفا کرده به سوال یک هفته پیش که مجددا ارسال شد یک پاسخ مستقیم ارایه کنید. فرموده قبلی شما:: «۲- ... حال شما چه اصراري داريد که حامد را هنوز در رديف طرفداران بي منطق پورپيرار قرار دهيم؟» حال بجای پاک کردن کامنت پاسخی درست به سوال بنده و دروغهای شاخدار خود بدهید منتظر هستم

حديثه

استاد گرامی سال نو را به شما و خانواده محترمتان تبريک می گويم و در راه مبارزه با دروغ و ايثار برای پيروزی حقيقت از خداوند منان برايتان آرزوی موفقيت دارم. همواره شاد و سربلند باشيد.

حيدر

پيروز باشيد

علی

حامد

آقای به اصطلاح گلسرخی! منتظرم شما که توانستید سفر بنده به فلسطین اشغالی را کشف کنید، حقوق گرفتن من از مرکز مطالعات فلسطین را دریابید، کشف کنید که من سایت پرنو راه انداخته ام و مدعی هستید که از جیک و پیک من خبر دارید، لااقل نام خانوادگی من را افشا کنید تا سیه رو شود هر که در او غش باشد. اما سه روز است که جوابی نشنیده ام!